کد خبر 308814
۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۴

دانشمندانی که علوم زیستی را دگرگون کردند، اما نوبل نگرفتند

دانشمندانی که علوم زیستی را دگرگون کردند، اما نوبل نگرفتند

مجله سایِنس/ Science فهرستی از ۶ کشف بنیادی در علوم زیستی (از اثبات نقش دی‌اِن‌اِی گرفته تا کشف سلول‌های بنیادی) را منتشر کرده که هرگز جایزه نوبل نگرفتند. جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۶ نیز یک بار دیگر نام این پیشگامان، که بسیاری‌ از آن‌ها دیگر در قید حیات نیستند، را نادیده گرفت.

به گزارش حیات، وبگاه فاینَنس در گزارشی آورده است:

دانشمندانی که پژوهش‌های بنیادی‌شان چهره علوم زیستی را تغییر داد اما هرگز جایزه نوبل نگرفتند، دوباره در مرکز توجه قرار گرفته‌اند. مجله بین‌المللی ساینس/ Science فهرستی از شش دستاورد در علوم زیستی منتشر کرد که شایسته جایزه نوبل بودند، اما هرگز به رسمیت شناخته نشدند.

این پژوهشگران، پیشگامان واقعی حوزه خود بودند؛ کسانی که برای نخستین‌بار ثابت کردند دی‌اِن‌اِی حامل اطلاعات ژنتیکی است، یا برای نخستین‌بار وجود سلول‌های بنیادی را نشان دادند؛ اما جایزه نوبل در نهایت به نسل بعدی دانشمندانی رسید که کار خود را بر پایه کار آن‌ها بنا نهادند.

جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۲۰۲۶ که در ۵ اکتبر/ ۱۳ مهر اعلام شد، یک بار دیگر نام آن‌ها را نادیده گرفت. بیشتر دانشمندانی که مجله ساینس معرفی کرده، دیگر در قید حیات نیستند.

اِیوِری؛ نخستین کسی که ثابت کرد دی‌اِن‌اِی ماده ژنتیکی است

در علوم زیستی نوین، دی‌اِن‌اِی به‌عنوان نقشه ساخت پروتئین‌ها عمل می‌کند و بر همه پدیده‌های زیستی حاکم است. در سال ۱۹۶۲ میلادی، جیمز واتسون (James Watson)، فرانسیس کریک (Francis Crick) و موریس ویلکینز (Maurice Wilkins) به دلیل کشف ساختار مارپیچ دوگانه دی‌اِن‌اِی جایزه نوبل گرفتند؛ اما کسی که برای نخستین‌بار به‌طور آزمایشگاهی ثابت کرد دی‌اِن‌اِی حامل اطلاعات ژنتیکی است، فرد دیگری بود به نام اسوالد اِیوری(Oswald Avery)، میکروبیولوژیست آمریکایی کانادایی‌تبار.

اِیوری در بیمارستان دانشگاه راکفلر، همراه با کالین مک‌لود (Colin MacLeod) و مک‌لین مک‌کارتی (Maclyn McCarty)، در سال ۱۹۴۴ میلادی، آزمایشی پیشگامانه روی پنوموکوک (باکتری عامل ذات‌الریه) انجام داد. آن‌ها عصاره‌ای از پنوموکوک‌های بیماری‌زا را به باکتری‌های غیربیماری‌زا اضافه کردند و دیدند که باکتری‌های غیربیماری‌زا، بیماری‌زا شدند؛ اما وقتی آنزیمی که دی‌اِن‌اِی را تخریب می‌کند به آن اضافه کردند، این انتقال بیماری‌زایی متوقف شد. در مقابل، آنزیم‌هایی که آراِن‌اِی یا پروتئین را تخریب می‌کردند، هیچ تأثیری نداشتند.

این آزمایش ثابت کرد که دی‌اِن‌اِی، ماده ژنتیکی است نه پروتئین. با این حال، جامعه علمی آن زمان بر این باور بود که پروتئین‌ها با ساختار پیچیده‌ترشان، برای نقش ماده ژنتیکی مناسب‌ترند. اِیوری در طول زندگی‌اش هرگز جایزه نوبل دریافت نکرد.

تیل و مک‌کالوک؛ پیشگامان کشف سلول‌های بنیادی

در حوزه سلول‌های بنیادی، که امروزه محور پژوهش‌های پیری و جوان‌سازی است، پیشگامان و برندگان نوبل از هم جدا شدند. جیمز تیل (James Till) و ارنست مک‌کالوک (Ernest McCulloch)، استادان دانشگاه تورنتو، همراه با اَندی بِکِر (Andy Becker)، دانشجوی تحصیلات تکمیلی، در سال ۱۹۶۳ میلادی برای نخستین‌بار وجود سلول‌های بنیادی را به‌طور آزمایشگاهی اثبات کردند.

آن‌ها موش‌ها را با تابش پرتو طوری تحت تأثیر قرار دادند که توانایی تولید سلول‌های خونی‌شان از بین برود. سپس سلول‌های مغز استخوان سالم را به طحال موش‌ها تزریق کردند و مشاهده کردند که خوشه‌های کوچکی از سلول‌ها تشکیل می‌شود. هر خوشه از یک سلول تکثیرشونده منفرد به‌وجود می‌آمد و می‌توانست به همه انواع سلول‌های خونی (گلبول‌ قرمز، گلبول‌ سفید و پلاکت‌) تبدیل شود. این کشف، پایه‌گذار همه پژوهش‌های بعدی در حوزه سلول‌های بنیادی شد.

اما جایزه نوبل هرگز به سراغ تیل و مک‌کالوک نیامد. جیمز تامسون (James Thomson) نیز که در سال ۱۹۹۸ میلادی برای نخستین‌بار سلول‌های بنیادی جنینی انسانی را جداسازی و کشت کرد، نادیده گرفته شد.

جایزه نوبل نه به سلول‌های بنیادی طبیعی، بلکه به سلول‌های بنیادی مصنوعی رسید. جان گوردون (John Gurdon) از دانشگاه کمبریج و شینیا یاماناکا(Shinya Yamanaka) از دانشگاه کیوتو، جایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۲ را برای توسعه سلول‌های بنیادی پرتوان القایی، سلول‌های بالغی که به حالتی شبیه سلول‌های بنیادی جنینی بازگردانده شده‌اند، دریافت کردند؛ این نتیجه باعث انتقاداتی شده مبنی‌بر اینکه کمیته نوبل به پژوهش‌های دارای قابلیت کاربردی، وزن بیشتری داده است تا به کشفیات بنیادی.

رقابت ژنوم انسانی؛ پروژه‌ای که نوبل نگرفت

طرح ژنوم انسانی (HGP) که در سال ۱۹۹۰ میلادی آغاز شد، یک اتحادیه بین‌المللی بود که هدفش رمزگشایی از تمام حدود ۳ میلیارد جفت‌باز دی‌اِن‌اِی انسان بود. این طرح با حمایت مؤسسات ملی سلامت و وزارت انرژی آمریکا، قطعات دی‌اِن‌اِی را قبل از توالی‌یابی به‌طور دقیق نقشه‌برداری می‌کرد؛ این روش بسیار دقیق اما کند بود.

در واکنش به این وضعیت، دانشمند آمریکایی جِی. کرِیگ وِنتِر (J. Craig Venter) در سال ۱۹۹۸ میلادی شرکت سلرا ژنومیکس (Celera Genomics) را تأسیس کرد و با روش مستقل شات‌گان (shotgun sequencing)، وارد رقابت با طرح ژنوم انسانی شد. روش شات‌گان، دی‌اِن‌اِی را به‌طور تصادفی تکه‌تکه می‌کند، قطعات را توالی‌یابی می‌کند و سپس با شناسایی نواحی همپوشان، آن‌ها را دوباره سر هم می‌کند؛ این بسیار سریع‌تر از روش متعارف است. با وجود ورود دیرهنگام، سلرا نتایج خود را در ۲۶ ژوئن ۲۰۰۰ میلادی هم‌زمان با طرح ژنوم انسانی اعلام کرد.

با وجود اینکه این نخستین رمزگشایی از نقشه حیات بود، هیچ جایزه نوبلی برای این دستاورد اهدا نشد. برخی گفته‌اند انتخاب فقط سه برنده از میان هزار شرکت‌کننده دشوار بود؛ اما این استدلال با سابقه جایزه نوبل فیزیک ۲۰۱۷ تضعیف می‌شود که به سه دانشمند برای پژوهش امواج گرانشی با هزاران مشارکت‌کننده اهدا شد. توضیحات محتمل‌تر شامل استعفای واتسون از مؤسسات ملی سلامت بر سر اختلافات مربوط به ثبت اختراع ژن و نگرانی از تجاری‌سازی بیش‌ازحد کار وِنتر بود؛ ممکن است این عامل بر قضاوت کمیته نوبل تأثیر گذاشته باشد.

پیشگامان علوم اعصاب

ساینس همچنین سه عصب‌شناس را برجسته کرد که کارهای انقلابی‌شان هرگز به رسمیت شناخته نشد:

  • برندا میلنر (Brenda Milner)، استاد دانشگاه مک‌گیل کانادا، هیپوکامپ را به‌عنوان جایگاه حافظه در مغز شناسایی کرد؛
  • تونی پاوسون (Tony Pawson)، استاد دانشگاه تورنتو، اثبات کرد که گیرنده‌های سطح سلول، واسطه انتقال سیگنال هستند؛
  • بن بارس (Ben Barres)، استاد دانشگاه استنفورد، نشان داد که سلول‌های گلیال در مغز با تغذیه نورون‌ها، نقش پشتیبان را ایفا می‌کنند.

بسیاری از دانشمندانی که سایِنس معرفی کرده دیگر در قید حیات نیستند؛ از جمله جیمز واتسون، یکی از رهبران اصلی مسابقه علمی برای رمزگشایی از دی‌اِن‌اِی انسانی، که در نوامبر ۲۰۲۵ میلادی درگذشت و کریگ وِنتِر که در آوریل ۲۰۲۶ میلادی از دنیا رفت. نام آن‌ها در اعلامیه نوبل امسال خوانده نشد.

الگویی تکرارشونده

این انتخاب، الگویی تکرارشونده را برجسته می‌کند: جایزه نوبل بیشتر به دانشمندانی می‌رسد که پتانسیل کاربردی را از طریق پژوهش‌های بعدی نشان می‌دهند، تا به پیشگامانی که پایه‌گذار یک حوزه بوده‌اند. ارزش واقعی کشفیات بنیادی تغییردهنده علوم زیستی، در زمان حیات دانشمندان نادیده گرفته شده و اغلب تنها پس از فوت آن‌ها شناخته می‌شود.

انتهای پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha